سيد هادي
خسروشاهي -12/5/85
چه كساني
به اسرائيل چراغ سبز نشان دادند؟
اشاره :
"غسان بن جدو" دوست قديمي ما ، عضو سابق نهضت اسلامي تونس و داماد شهيد "صالح
الحسيني " مدتها در ايران ، سرپرست تلويزيون "الجزيره" بود ... و بعد شد سرپرست
واحد بيروت!...
در حوادث
اخير ، فداكارانه نخست به مخفيگاه سيد عرب و اسلام ، سيد حسن نصرالله رفت و به
گفتگو با او پرداخت و مواضع حزب الله را از زبان او پخش كرد و سپس با علامه آيت
الله سيد فضل الله و بعد شخصيت هاي ديگر ، موشكافانه و مدافعانه ، حو ادث را پيگيري
كرد... و سرانجام به "قطر" رفت و با شيخ محمد بن جاسم بن جبرال ثاني ، وزير امور
خارجه قطر ، مصاحبه كرد و اسراري را هويدا ساخت!
"بن جدو"
پرسيد: مي گويند : آمريكا بمب هاي هوشمند را از دوحه براي بمباران مردم به جنوب
لبنان و غزه ، انتقال داده است؟ جناب وزير اظهار بي اطلاعي كرد! و گفت : من خبر
ندارم!! ابن جدو سپس پرسيد : چرا روابط خود را با اسرائيل قطع نمي كنيد ؟
آل ثاني
! گفت : ما به طور شفاف با اسرائيل روابط اقتصادي داريم ، بقيه كشورهاي عرب ، اغلب
روابط صميمانه و همه جانبه دارند ، اما اعلام نمي كنند ! اگر آنها تصميم به قطع
روابط بگيرند ما هم حرفي نداريم ! سرانجام بن جدو پرسيد : آيا صحت دارد كه بعضي از
سران كشورهاي عرب ، به اسرائيل چراغ سبز نشان داده اند كه فرصت خوبي است كه كار حزب
الله و مقاومت را در لبنان يكسره كنيد؟
آل ثاني
در پاسخ گفت : متأسفانه بله اين امر صحت دارد.
راستي چه
كساني چراغ سبز دادند؟
موضعگيري
هاي بيشرمانه بعضي از صلح طلبان! با اسرائيل بسيار علني و آشكار بود و من خود مانند
همگان از ماهواره ها ، اين موضع گيري ها را شاهد بودم.
خلاصه
كلام متحد الشكل و المعني آقاي مباركه شاه اردن و يكي از آل سعود اين بود كه : كار
حزب الله آن هم بدون اجازه! دولت ماجراجويي بود و اكنون دوران مذاكره سياسي است نه
ماجراجويي؟! "قدولي زمن المغامرات!! بلي اين ها را "نزار قباني در شعري ، "هروله
گراني " ناميد كه نه شرم دارند و نه غيرت ، نه آبرو دارند نه حيثيت و همه چيز را
فروخته اند به چند روز رياست...
قباني مي
گويد كه ملت فلسطين از ازدواجهاي محرمانه! و فرزندان نامشروع آن و ديگر ماجراها ،
بيزار است و اين امور را محصولي از آمريكا مي داند و به آمريكا مي گويد: هرگز! اي
آمريكا ...! اين قصيده نخست در مجله "روز اليوسف" چاپ قاهره شماره 3513 ، مورخ
اكتبر 1995 (صفحه34و 36) و سپس در روزنامه هاي "الشعب" و "الاحرار" قاهره و "الحيات
" چاپ لندن ، منتشر شد و من آن را در آبان ماه 1374 ترجمه و بازسرايي كردم كه نخست
در همان سال در فصلنامه "تاريخ و فرهنگ معاصر" شماره 13-14 چاپ شد و اينك به خاطر
استمرار خيانت "هروله گران" به نشر مجدد آن مي پردازيم!...